مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۲ ثبت شده است

وبلاگ نویسی ، یک حس برون فکنی می‌خواهد که من خیلی وقتها ندارمش . یک چیزی که به آدم جرأت بدهد که از دیده شدن نترسد . یک وقتی بود که شروع میکردم به نوشتن .در دفتر شخصی خودم . برای خودم .برای روشن کردن تکلیفم با خودم .هیچ وقت ته هیچ نوشته ای تکلیفم آن جوری که قصد کرده بودم با خودم روشن نمیشد ولی خالی میشدم . سبک میشدم . یک جوری که حداقل یک کورسوی امیدی در آن بلاتکلیفی -که بخاطرش سراغ دفترم میرفتم- در دلم میتابید . از روی دفترم . نوشته هایی بود در دفترم که نوشتنشان و خواندن بعدترشان ، همیشه یک وجهی از وجودم را در برابر چشمانم روشن میکرد . نوشته هایی که دیگر خیلی وقت است خبری ازشان نیست . شاید سارای درونم از روشن شدن تکلیفش نا امید شده . شاید هم تنبل شده م . شاید هم یک اشکالی در انگیزه م ایجاد شده . نمیدانم . هرچه هست ،دیگر اثری از آن روشنایی در نوشته هایم نمیبینم . شاید باید دوباره پناه ببرم به قلم و کاغذ . شاید باید اول تکلیفم را با خودم روشن کنم . . . 

من که می‌نویسم
۲۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۱:۴۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر