مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۱ ثبت شده است

میگم : احساس میکنم نمیتونم مث اون بار قاطع تصمیم بگیرم

میگه:  فک نکن بخاطر اینه که پیر شدی . نمیتونی تصمیم بگیری چون هنوز وقت تصمیم گرفتنت نشده

میگم : از طرفی نگرانی خانواده مم این بار بیشتره . اصلن حوصله راضی کردنشون رو ندارم .

میگه : اونا خب حق دارن که راضی نشن ! تو کارت با عقل متعارف جور در نمیاد . هیچ وقتم نمیتونی راضیشون بکنی. تو باید خودت راضی بشی . باید خودتو راضی کنی

میگم : اگر بر فرض برگشتم همون جای قبلی و دیدم که همه جا همین وضعه ، اون وقت چیکار کنم ؟

میگه: هیچ بعید نیست . خودت باید همه تخمینا رو بزنی

میگم : خب همینا منو مردد میکنه .

میگه : منم که دارم میگم . مسئول اول و آخر زندگیت خودتی . اصلن نیازی نیست که با من مشورت کنی یا کسی رو راضی کنی . برو خودتو راضی کن

........................

خودم باهام قهر کرده . به هرچی که فکر میکنم ، روش رو برمیگردونه و شونه بالا میندازه ...


*آخرین پست وبلاگ مرحوم !



من که می‌نویسم
۲۴ فروردين ۹۱ ، ۲۳:۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

به خودم فکر میکنم !

به همین حالای خودم

به نفس گیر بودن امتحان...

به سخت گیر و دقیق بودن ممتحِن و بی بضاعتی ممتحَن!

به سرگشتگی م میان دو راهی ها...

دلیل میخواهم ؛ که بمانم یا بروم؟


*مولای یا مولای ؛

انت الدلیل وانا المتحیر

و هل یرحم المتحیّر الّا الدلیل....


+ دارم لیست برمیدارم از چرایی های رفتن و ماندن !


من که می‌نویسم
۰۵ فروردين ۹۱ ، ۰۲:۴۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر
بهار ، بیش از آنکه حادثه ای باشد در طبیعت ، حادثه ای ست در قلب آدمی . و پیش از آنکه در طبیعت محسوس باشد ، در حسّی انسانی به وقوع پیوسته است.

این ، در بهاران گل نیست که باز میشود ؛ گره های روح انسان است .


*یک عاشقانه آرام . نادر ابراهیمی

من که می‌نویسم
۰۵ فروردين ۹۱ ، ۰۲:۲۰ موافقین ۱ مخالفین ۰