مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

سارایی من!

جمعه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۲۱ ب.ظ

شب رفته بودیم کتابفروشی نشر مرکز فرهنگ علوم انسانی بخریم برای ترجمه‌های جدید..توی یکی از قفسه‌ها سه قاب عکس بود که از نمی‌دانم کدام عکاسی آنجا گذاشته بودند. این هم یادم نمی‌آید اول من آن عکس را دیدم یا او. اول من گفتم "این چه خوبه" یا او..اما هردو عکس را دوست داشتیم..

زنی با بارانی بلند و موی رها پشت به دوربین در حال رفتن. 

این را یادم هست که گفت "این عکس یه چیزایی توش داره که تو هم داریش". گفتم مثلا چه چیزهایی؟ گفت حالت رفتنش. اون حالتی که دستش داره. حتی بلند بودن لباسش و رهاییش..دوباره به عکس نگاه کردم. همه اینها را داشت. ذوق کردم ازینکه کسی اینقدر می‌شناسدم که اجزای مرا می‌تواند بیرون از من تشخیص دهد..

حالا آن تابلو قرار است کادوی تولدم شود و من از ذوق آن یک هفته زودتر میخش را به دیوار کوبیده‌ام. جایی که بیشترین تداعی رهایی را برایم می‌کند. بالای گلدان.کنار پنجره سمت چپ..

قرار است تابلویی درخانه‌ام بیاوی که هربار که نگاهش می‌کنم بدانم آنچه به من قدرت می‌دهد بی‌تعلقی و رهایی من است. من سارا هستم و سارایی من در این است. هرگز ماندن و پوسیدگی سهم من نیست. نگاه‌های خوب و بد آدم‌ها را می‌سپارم به بادی که قرار است در موهایم بپیچد و مهر تایید رهایی همیشه‌ام باشد..با خودم قرار گذاشته‌ام که ماندنی نباشم..در مسیر بودن، گذر، مرور قرار من است.. یاد جمله وبلاگ سابقم افتادم. هیچ‌کداممان نیامده‌ایم که بمانیم. همگی در گذریم...

۹۷/۰۲/۲۱ موافقین ۰ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی