مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

آه به مثابه‌ی تگرگ

دوشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۲۹ ب.ظ

بسم الله

۱۰ اردی‌بهشت۹۷. هیچ گاه هیچ گاه تلاقی استیصال حال و تگرگ امروز سر تقاطع طالقانی ولی عصر را فراموش نخواهم کرد..استیصال از تلاشی که در لحظه‌ی تگرگ خیال می‌کردم بی ثمر است... دقیق یادم می‌ماند که به خیسی برگهای چنار که چرخ می‌خوردند و پایین می‌آمدند خیره شده بودم،اشکها از لب گزه‌هایم سبقت می‌گرفت و مابین دل و چشمم گاهی از چشم بیرون می‌زد و گاهی از دهان آه می‌شد. دستها را پشت کمرم قلاب کرده بودم و حقیقتا هیچ پناهی برایشان نمی‌یافتم.حتی خودم... رو کردم به آسمان و گفتم خدایا یعنی من نباید توی این زندگی یه دلخوشی داشته باشم؟باشه من که حرفی ندارم... خوب یادم می‌ماند که بعد، باران شلخته‌ی ریز ریز، تگرگ شد و خشک و منجمد  بر سرم بارید..

۹۷/۰۲/۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی