مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

تنها خدایی....+ به خود بودگی

جمعه, ۱۲ دی ۱۳۹۳، ۰۹:۱۴ ب.ظ


گاهی وقت ها هم هست که حرف داری. یک سینه درددل. و خیلی خوب هم می دانی دوایش چه چیزیست و حالا فقط کمی دلت میخواهد درباره ش حرف بزنی. درباره دردت... میگردی از میان دوستانت آن مطمئن ترینش را انتخاب میکنی و سر حرف و درددلت را باز میکنی؛ اما کمی که میگذرد باز هم توی ذوقت می‌خورد.این یکی هم که دارد نسخه می‌پیچد برایت.....هعی! زمانه زمانه ای شده که تنها خدایی می تواند شنوای حرفهای مگو باشد....

پ ن: این فرصت ها را قدر بدان! بهانه های کوچک برای "تنها با خدا بودنت" را...


*****************************************************************************


یک پدیده ای را به تازگی کشف کرده ام که نامش را گذاشته م "به خود بودگی" . از آنجایی که مفاهیم با اضدادشان تعریف میشوند این خصلت را هم از وجه مقابلش یعنی"از خودبیرون بودگی" کشف کرده ام! این پدیده یک چیزی ست شبیه مراقبه در اخلاق.یعنی هرجایی و هنگام هر عملی حواست به خودت باشد. ما همیشه به صورت نظری و تءوری تعریف هایی برای خودمان داریم که اغلب در همان مقام تحلیل و توصیف می مانند و به نوعی همان ایده آل های رفتاری ما هستند اما وقت عمل یک چیزهای دیگری تاثیر این ایده آل های ما را کم میکند یا حتی ممکن است بپوشاندشان. یک چیزی مثل یک ناظر که دیگران و خوشایند و معیار عملشان که چه بسا برای من مبهم یا ناشناخته و حتی غیر قابل قبول باشد را مهم جلوه می دهد و مانع پیاده شدن طرح و برنامه مورد قبول خود واقعی م می شود. این میشود از خود بیرون بودگی فرد....پس هرکسی باید حواسش را جمع کند تا به خود بودگی اش به حداکثر برسد و آن وجه از خود بیرون نگرش از حالت مانع به ملاحظه گر و نهایتن مشاور تبدیل بشود. این گونه است که رضایت فرد از خودش، برنامه ها و به طور کلی شیوه گذران زندگی ش بالا می رود و تعلیق و در جا زدنش از بین می رود و حرکت رو به جلویی را آغاز خواهد کرد. این که خود بودگی مان را بپذیریم، به آن احترام بگذاریم و دوستش داشته باشیم. این یک عامل مهم عملی شدن برنامه های عقب مانده خواهد بود.



پ ن : قطعا این دو قسمت بالا و پایین ستاره ها ربط مستقیم و تنگاتنگی باهم دارد. شاید کمی پیچیده یا مبهم ولی ربط دارند!

۹۳/۱۰/۱۲ موافقین ۰ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۱)

نتیجه ای که نوشته ت برام داشت این بود که
گاهی می شه برای چه چیزهایی... از خدا متشکر بود..و از وضعیت موجودی که به نظر ناخوشایند است، راضی.
پاسخ:
برداشت آزاد :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی