مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

باید خیلی خسته شده باشی!

دوشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۳، ۱۲:۵۴ ق.ظ


باید خیلی خسته شده باشی وقتی ساجده می‌گوید" کوتاه نیا سارا! حیفه این دو ماهه. من دیده م تو چقدر اذیت شدی برا پیدا کردن استادی که تو ی موضوعت تخصص داشته باشه و راهنمایی پایان نامه تو قبول کنه. خیلی زور داره این همه کتاب و مقاله خوندنت رو ندیده بگیری فقط به خاطر بدقولی یکی که اولش گفته بود باشه من میذارم از بیرون دانشگاه استاد بگیری و حالا نتونسته به قولش تو شورای گروه عمل کنه. فردا بیا برو معاونت پژوهشی دانشگاه پیگیر بشو و شرایطتت رو توضیح بده.حتمن قبول می کنن.یه راهی باید باشه" با خنده دست روی چشمانت بگذاری و بگویی " باورت میشه دیگه کشش ندارم؟" ساجده باورش می شود. خیلی های دیگر نه . وا دادن بخشی از زندگی است که یک زمانی دیر یا زود شرایط تو را به آن مجبور می کند. حتا آدم سرتق لج بازی مثل سارا را! حتا کسی که بارها شنا کردن خلاف مسیر را تجربه کرده و در سختی هایش استخوان ترکانده!

حتا سارایی که وقتی همین چند روز پیش دید کیف پولش نیست با لبخند به مسئول ورودی دانشگاه علوم و تحقیقات گفت: کیف پولم گم شده ولی شما بگذارید من بروم داخل الان کلاس دکتر ع شروع می شود. و آن مسئول از این همه خونسردی تو خیال کند داری میپیچانی ش که می گویی کارتت توی کیف پولی بوده که همین الان فهمیده ای نیست! خیال کند داری نقش بازی میکنی و نامه بدهد که دکتر ع حتمن زیرش را امضا کرده باشد که تو با ایشان کار داشته ای!! و تو از انتهای پونک تا انقلاب با یک کارت مترو بیایی بدون یک قران پول  یا یک کارت شناسایی و حتا زنگ بزنی با خنده به سمیه بگویی نمی دانم زده ند کیف را انداخته مش یک جا! و او بگوید وای تو چقدر پوست کلفتی.چقدر می تونی خونسرد باشی آخه تو دختر!! و تو باز هم بخندی و بگویی تازه اعتبار کارت تمام شده.از انقلاب تا امیراباد را پیاده می روم...

حتا سارایی که وقتی هم کلاسی ش می گوید دیروز شورای گروه مخالفت قاطع خودش با راهنمایی اساتید بیرون گروه را اعلام کرده و الان در واقع من و شما باید دست از پا درازتر دو ماه دوندگی برای جلب رضایت استاد و مطالعه راجع به موضوع هایمان را نادیده گیریم ، می گوید بله خیلی ممنون که خبر دادید و راهش را بکشد و تا تمام شدن کلاس مدیر گروه برود فیلم شیار143 را ببیند در سالن شهید چمران دانشکده فنی!!و حتا برای انتظار الفت بغضش بگیرد و از درنیامدن لهجه سیرجانی بازیگران حرص بخورد که این لهجه نه کرمانی بود نه سیرجانی و هیچ کدام از پاریزی ها اینقدر کلماتشان را نمی کشند وقت حرف زدن و ... و بعدش برود بنشیند روبروی مدیر گروه بیسکوییت رژیمی خشک را بردارد و بگوید: استاد؛ من نمی دانم. هر موضوعی که خودتون گفتید من قبول می کنم. اصلا مرگ اندیشی که به خاطرش اومدم فلسفه هیچ. فقط با خودتون باشه. فقط یه چیزی باشه که گیر نداشته باشه. بعد ناامیدانه بگویی ولی من شما منو خیلی مطمئن کرده بودید. من پروپوزالم حاضره .می خواستم بعد تایید استاد توسط گروه امشب ایمیل بزنم به دکتر ع و تا آخر هفته بیارم گروه . و جواب بشنوی که من هم مثل شما ناراحتم بابت این قضیه . . . و سارایی که در خیلی از موقعیت های بقول ندا گریه درآر با لبخند و خونسردی اوضاع را رد کرده است. همین سارا واداد بلاخره. . . چه جای بدی هم! ولی باور کنید چاره ای نداشت.باور کنید توانی نمانده بود برایش....



پ ن : من برای هریک از وجوه زندگی م یک " وجیها عندالله " دارم. وجیها عندالله زندگی علمی م امام حسن علیه السلام است. دیشب که بنا به قولی شب شهادت ایشان بود(7صفر) به ایشان گفتم: حضرت کریم خودت هوای این روزهایم را داشته باشید ها! اگر بناست به کج راهه یا علم لاینفع برسم خودتان یک جوری که درست است مسیر را کج کنید. خلاصه که همچنان هوایم را داشته باشید! شاید اتفاق امروز و اتفاقات این روزها در همین راستا باشد . ان شاءالله که نظر لطفشان را از ما نگیرند که جز این حضرات کسی را نداریم. . . 


پ ن1: تمام دلخوشی این روزهای شلوغ که از زیر دستم لیز می خورند، همین کربلایی ست که در پیش دارم . فرصتی برای دوباره نفس کشیدن. کربلای پیاده اربعین...حلال بفرمایید

۹۳/۰۹/۱۰ موافقین ۱ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۱)

سلام
 وبلاگ خیلی خوبی دارید!!!خوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم!!
اگه دوست داشتید حتما ی سرم به ما بزنید!!
گفتیدپیاده روی کربلا.........
خوش بحالتون و خوش به سعادت!!
تا اینو دیدم یاده ی چی افتادم!!
""رفیقم میگفت یعنی ما جز اون 313نفر امام زمان عج نیستم.
 گفتم رفیق ما جز 40میلیون نفر زائر اربعینم نیستیم چ برسه به اون313نفر.""
راستی شبتون بخیر!!!
پاسخ:
سلام
خوش اومدین:)
ان شاءالله زیارت کربلا نصیب همه آرزومنداش بشه...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی