مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .



کلاس ساعت سه و نیم تمام می‌شود.داریم از کلاس می آییم بیرون که شکوفه صدایم می‌زند. آدرس فرهنگستان زبان را دوباره می‌پرسد. دو سه بار آدرس را می دهم باز هم نامطمئن است که خوب فهمیده یا نه! از دانشکده که بیرون می رویم می گوید:میای با هم بریم؟ می‌گویم: خیلی خسته م.دیشب دو سه ساعت بیشتر نخوابیده م... باز هم اصرار می‌کند.قبول می‌کنم. با هم می‌رویم خوابگاهش تا لباسش را عوض کند. می گوید مانتوی سیاه دوست ندارم بخاطر اجبار دانشگاه میپوشمش. مانتوی چارخانه ی زرشکی و مشکی می‌پوشد که کوتاه است ولی نه آنقدر که "قابل گیر دادن" باشد. سر میدان ولی عصر از دور ماشین گشت ارشاد را می بینیم. می خواهیم از خیابان رد شویم که خانمی  می‌ آید جلو. کارت شناسایی می خواهد از شکوفه، که ندارد. می برد سوار ماشینش می کند و من پشت در ون می مانم. می روم سمت آقای مامور گشت ارشادی که مرد جوان حول و حوش بیست و هشت سی ساله است.می گویم: این رفیق من قرار داره با استادش اگر نرسیم به این قرار کار پایان نامه ش عقب میفته.میگوید بهتر که با این وضع لباس اصلا استادش را نبینه!! خیلی سعی میکنم کنترل کنم خودم را و محترمانه حرف بزنم.میگویم: این دیگه  به سیستم آموزشی مربوطه که بهتر ه نبینه یا باید ببینه! میگوید: خانم شما که خودتون ماشاءالله محجبه اید و چادری، نباید میذاشتید دوستتون با این سر و وضع بیاد تو خیابون! میگویم: حالا شما بذارین ما بریم میره مانتوشو عوض میکنه! میگوید:نه!باید بیاد "وزرا" اونجا مانتوشو عوض کنه.من اگه با این وضع بذارم از ماشین پیاده بشه مردم میگن ببین با همین وضع افتضاح ولش کردن رفت!!! بعد خودش ادامه می دهد: من کاری ندارم چقدر خانم ها ماشین را دور میزنن یا میرن از یه سمت دیگه میدون رد میشن که ما نبینیمشون ولی من وظیفه م اینه که هرکیو دیدم با این وضع بد !!بگیرمش و ببریم ازش تعهد بگیریم!میگویم: من که در مورد نحوه عملکرد شما حرفی نزدم!! می گوید: ولی کم کم این حرف پیش میاد.خیلی ها مثل شما این حرفو به عنوان انتقاد میگن به ما....میگویم:خوابگاهش نزدیکه اگه برم براش مانتو بیارم عوض کنه چی؟ می گوید:نع! اینجا که اتاق پرو نیست که لباس عوض کنه! می گویم:خودتون گفتین با این وضع افت داره از ون گشت ارشاد پیاده شه، خب منم میگم این وضع که تغییر کنه دیگه افتی برا شما نداره.میگه:نه خانوم با من بحث نکن!بفرمایید...اصلا خودتون برید پیش استادش کارشو انجام بدید.مگه دوستش نیستید؟؟میگویم: کار اونه من که نمی تونم توضیح بدم...میگوید: پس میریم"وزرا" یه تعهد میده میره پیش استادش!!
می روم خوابگاه برایش مانتو می آورم.به خانمی که به شکوفه گیر داده میگویم :بذارید لباسش راوعوض کنه ما بریم زودتر خانم.داره دیرمون میشه.کار ما عقب میفته.میگوید: خانوم مرکز باید اجازه بده.منتظر جواب اوناییم. وقاحتش در دروغ خیلی مسخره است. میگویم: خانم بچه گیر آوردی؟ خب شما یه کلام به مرکز میگی وضعیت ما فورس است اونا هم جوابتونو می دن.این چه حرفیه که میزنید منتظر جوابیم؟! نامه نگاری که نیست که طول بکشه!!میگوید:حرف منو میفهمی اصلا؟! تاحالا کار کردی؟تا حالا منتظر جواب بالا دستیت بودی؟ میگویم:بله خانوم میدونم چی میگید ولی جواب دادن وقتی بیسیم هست منتظر موندن نمیخواد دیگه! شما خودتو بذار جای ما.شما دانشگاه رفتی؟وقتی قرارت با استادت کنسل بشه میدونید چقدر بد میشه؟ با عصبانیت میگوید:نه ماها اصلا نه مدرسه رفتیم نه دانشگاه و نه هیچی میفهمیم خانوم! از جلوی پنجره برو کنار میخوام ببندمش!!میگویم:من که حرفی نزدم توهینی هم به شما نکردم.شما به من میگی کار کردی باید منتظر بودن رو درک کنی منم به شما همینو میگم دیگه!!یه کم موقعیت این دوست منو درک کنید.بذارید مانتوشو عوض کنه ما بریم.این جا و وزرا چه فرقی داره؟ میگوید:خانوم برو کنار از  جلوی پنجره نمیشه همینجوری ولش کنیم بره! عصبانی میشوم .میگویم:همکارتون که تو پیاده رو وایساده داره دخترا خفت میکنه شما چیو میخوای ببینی از تو ماشین دیگه؟! می روم کنار ون می ایستم! چند دقیقه که میگذرد صدایم میزند میگوید سوار شو!! سوار میشوم.در را میبندند حرکت میکنیم به سمت "وزرا". دختر دیگری که گرفته اند معلم زبان است. زنگ می زند آموزشگاه کلاسش را کنسل کند سوپر وایزر آموزشگاه میگوید:رفتی دنبال یللی تللی بچه های مردم اینجا منتظرند.دختر از کوره در میرود.با هم حرفشان میشود. گوشی را روی دختر قطع میکنند. دختر میگوید: کارم را از دست دادم! یکی از خانم های گشت ارشادی میگوید:واااا! چرا؟چی شد مگه؟ چه بی شعور! خب درک کنند گرفتار شدی دیگه!
میخواهم سرم را بکوبم به دیوار!!
داریم میرویم ماشین توقف میکند.ون دیگری هم جلوی ما توقف میکند. مامور ماشین ما به مامور ماشین دیگر میگوید:بده ش به ما! ما "مورد"هامون کمه!!! هر دو میخندند.حالم دارد بهم میخورد ازین حرفها.ازین فضا. دو نفر را همین جوری میگیرند سوار میکنند.میرسیم دم در "وزرا" که خانم مامور میگوید:یه دور بزنیم شاید"مورد" پیدا کردیم.شکوفه اعصابش بهم ریخته، از کوره در میرود.میگوید:مگه نمیخواید تعهد بگیرید چرا میچرخونیدمون دیگه؟هر غلطی میخواین بکنید زودتر که دیگه از کار و زندگی مون نیفتیم بیش ازین!!خانم گشت ارشادی سرش داد میزند:کفشتو دربیار بیا بزن تو دهنم یه دفعه! به شکوفه اشاره میکنم که سکوت کند.دم در کلانتری من را پیاده میکنند. جمعیتی جلوی در ایستاده اند.از خانواده و آشنایان کسانی که گرفته اندشان.برایشان لباس آورده اند.یکی از این ها ساعت هفت و نیم عقدش است و به جرم ساپورت  پوشیدن گرفته ندش!! وقتی می آید بیرون مثل ابر بهار گریه میکند.هی تکرار میکند" آبروم جلوی خانواده شون میره .خیلی بد شد.خیلی بد شد"

توی پیاده رو ایستاده م و داستان گرفتن دخترها را از همراهانشان میشنوم. متوجه میشوم که همه ی اصرارهای من و جواب های ماموران کاملا بیخود و از سر بی تجربگی من بخاطر مواجه نشدن با چنین موقعیت هایی بوده! انگار که این مامورها برای وقت گذرانی و تفریح وارد دیالوگ با امثال دوست من که گرفتار شان شده ند میشوند. دارم به "چادری شدن"  و سیر کلنجار رفتنهایم با خودم فکر میکنم. به "اقناع درونی" که بخاطرش چقدر تک افتادم.چقدر مقاومت کردم.قدر تمسخر شنیدم.چقدر طرد شدم و هنوز هم این ها برایم ادامه دارد.خیلی که خفیف شده باشد تبدیل شده به طعنه!! بعد فکر میکنم که چقدر چنین رفتارهایی میتواند تاثیر ایجابی داشته باشد؟! منی که خیلی از دوستان و فامیلم در زمره "کم حجاب ها" هستند، تابحال فقط انزجار و نهایتا ترس دیده ام از امثال چنین رفتارهای سلبی ای! مگر با ترس میتوان کسی را باحجاب کرد؟ مگر میشود با این روش فساد و بدحجابی را کم کرد در جامعه؟ همین بد حجابها وقتی که رفتارهای ماموران گشت ارشاد را اعم از بگو بخند ماموران زن و مرد با هم، رفتارهای توهین آمیز با هر "مورد"ی که میگیرندش، و از همه بدتر "رفتار با فرد بدحجاب به مثابه یک شکار" میبینند و هیچ اثری از حفظ کرامت انسانی که در اسلام حتی در مورد مجرمان هم توصیه شده، نمی بینند اکثرا این رفتارها را پای اسلام می نویسند و این طبیعتا منجر به موضع گیری شدید در برابر اسلام می شود.این پست را ننوشتم که سیاه نمایی کار گشت ارشادی ها را کرده باشم . راهکار موثر و جایگزینی هم در سطح کلان اجتماعی به ذهنم نمی رسد بجز رفتار ایجابی با عمل - تا آنجا که میشود همه جانبه اسلامی- توسط با حجابها.فقط نظرم این است که چنین رفتارهایی بعضا به جای نتیجه ی مثبت، گاهی راهمان را دورتر میکند فقط! کاش راه بهتری وجود داشته باشد...
۹۳/۰۳/۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۲۰)

دقیقا توی همین گیرو دار است که حفظ چادر و حجاب، مشکل می شود.از یک طرف رفتار خارج از انسانیتی که از جانب امثالهم دیده می شود و از طرفی استدلال و اقناعی که سالها پایش زحمت رفته و می رود!حرف هم که می شنویم پای حجابمان.از فضاهایی که می خواستیم و دوستانی که داشتیم دور می شویم...قیمت گرانی پای حجاب داده ایم و می دهیم...
چقدر خوب نوشته بودی.
اتفاقا دوست منو که معلم زبانم هست چند روز پیش گرفته بودند از نظر روحی حال خوشی نداشت به خاطر حرفهای زشتی که بهش زده بودند البته تو وزرا بهش گفته بودن مانتوت مشکلی نداره.
این رفتارشون بیشتر جوونها رو از اسلام و حجاب دور می کنه.

پاسخ:
دوست خودم که این اتفاق براش افتاده میگفت از همه چادریا متنفرم!!!
سلام
این پست وبلاگ شما به عنوان "تیتر یک لینک زن" انتخاب شد
با تشکر
لینک زن
http://linkzan.ir/archives/25060
دقیقا این رفتارای ضد اسلام مردم ما رو دین زده و البته اسلام زده کرده !!چرا باید جاهای دیگه دنیا با آگاهی بیان به سمت اسلام ولی تو مملکت ما تو بطن به اصطلاح اسلامی شاهد اسلام گریزی باشیم

من هم حجابم و بیشتر چادرم را دوست دارم

ممنون از پستت
پاسخ:
سلام. 
خوش اومدین.ممنون از شما :)
منم چادری هستم وبا شما موافقم کاش کسی بود اینارو به اونها میگفت
سلام .خوب گفته بودی که همین رفتارهای افراد ناشی باعث دین گریزی جوانان میشود فقط میدانی من به این فکر میکنم که اینهایی که فکر میکنند با اجار میشود مردم را دین دار کرد چقدر میفهمند اگر فقط کمی آگاهی داشتند میدانستند در علمی به نام روانشناسی این نوع برخورد دقیقا باعث تثبیت همان حالتی میشود که میخواند از بین ببرندش ........ای کاش کمی به آزادی انسان احترام میگذاشتند و قطعا در آزادی است که انتسان انتخاب میکند و رشد میکند.ممنون از پست قشنگت
اینا گشت ارشاد نذاشتن که مردم باحجاب بشن و تاثیر مثبت داشته باشه و از این قبیل خزعبلات ، خودشون بهتر از من و شما میدونن که این کار تاثیر برعکس داره حتی ! هدف از گشت ارشاد فقط پرت کردن حواس من و شماست ، که دغدغه ی مردممون بشه گشت ارشاد و به همین راضی باشن که گیر بدن و نگن که چرا اینقدر گرونی هست ، اختلاس هست ، دزدی هست ، چرا روز به روز وضعمون بدتر میشه و ...
۰۵ تیر ۹۳ ، ۱۲:۱۴ الــهـــ♥ـه
من خودمم چادری هستم :) البته نه بخاطر گشت ِ ارشاد ُ حرف بقیه ُ اینا...
اولش خودم دوس داشتم...
الانم درسته گاهی خسته میشم اما راضی ام...
دید بقیه هم تو شهر ما نسبت به چادری ها خوبه.

موافقم... خیلی از رفتارا باعث میشه که مردم در مقابل حجاب واسلام موضع بگیرن باعث ایجاد حس تنفر میشه...

کاش میشد فکر ِ بهتری برای ترویج فرهنگ اسلام و اسلامی و حجاب کرد نه گشت ارشاد!
 و با زور...
نمیدونم باید چی بگم...واقعا بهم ریختم
به نظرم اونا به اندازه ای که در مقابل " از دست رفتن کار" ، " تعویق مراسم عقد" و " قرار با یک استاد" مسئولند در مقابل " کم حجابی" ها مسئول نیستند ...منظورم پیش خداست
نمیدونم شایدم اشتباه میکنم اما اینکارا دقیقا نتیجه ی عکس میده
۰۵ تیر ۹۳ ، ۲۲:۴۵ لیلی از شیراز
سلام . چقدر خوب نوشتی. منم چادری هستم و باهات موافقم. معتقدم که باید برای حجاب کار فرهنگی بشه نه زوری. حتی برای بچه هم زور جواب نمیده چه برسه بزرگسال.
سلام.
منم چادری م. و به شدّ ّ ّت از این کار گشت ارشاد متنفرم :| کسی که بخواد چادری یا با حجاب بشه ، باید خودش انتخاب کنه، کسی با اجبار با حجاب نمیشه ...

سلام

من هم بچه مذهبی هستم و خانم و مادرم هم چادری هستند و با شما موافقم که این رفتارها سودی جز ضرر ندارند

واقعا برای این کارشون متاسفم با این کارا نه تنها دخترا و جوونابه اسلام نزدیک نمیشن بلکه دورهم میشن
بسیارزیبا بود ممنون
به نظر من بهترین حجاب چادره اما دلیل بر این نمیشه که همه چادری بشن. از طرفی معتقدم نهی از منکر باید باشه به شرطی که امر به معروف هم باشه. و دیگه اینکه اگه جلوی برخی بی  حجابی ها گرفته نشه وضع از اینکه هست بدتر میشه. اخر اینکه فرهنگ را باید با فرهنگ تغییر داد نه با زور و الا چهره منفی از اسلام در جامعه به وجود میاد. البته آدم باید خودش عاقل باشه ;)
واقعا کارشون نتیجه عکس داره
دروان راهنمایی من مدرسه چادر میرفتم و مدیر مدرسه برای اینکه ما رو ترغیب به چادر پوشیدن کنه خیارهای خوبی رو مثال میزد که روی کاری هستن و با یه گونی پوشیده شدن و خیار های پژمرده ای که در معرض دید قرار دارن چهارشنبه سوری رو خلاف اسلام میدونست و دختر خودش سردسته شلوغ کارها و بی حجاب ها بود
همین کارهاش باعث دور شدن خیلی ها میشه
۱۵ تیر ۹۳ ، ۰۰:۵۴ محمد مهدی
سلام

خیلی وقتا تشویق 1000 بار بهتر از تنبیه جواب میده.اگر قراره کاری هم باشه باید افرادی رو که برای این کار انتخاب میکنن آموزش داده شوند تا حداقل موجب دلخوری نشن و نباید به خیلیا به راحتی همچین کار هایی رو بدن.
ولی بازم اگه کاری با بی نظمی و بدون حمایت باشه و آخرش بقهمن اشتباه بوده انجام بشه حتما نتیجه سو داره.
اگرم کاری خواست انجام بشه اول باید بررسی و تاثیراتش مطالعه بشه بعد انجام بشه.
این مشکلات اساسی گشت ارشاده.یخورده به معنی ارشادم توجه میکردن رفتارشون رو هم اصلاح میکردن.
متاسفانه فساد توی دولت  هر جامعه ای هست

افسوس و صد افسوس..

من امسال شدم دانشجوی دانشگاه کاشان.یه مناظری توی دانشگاه توی این شهر به اصطلاح مذهبی میبینم که چشمام دو برابر شده!اونجا یه شهر مذهبیه و متاسفانه اکثر دختراشون مجبورند چادر سر کنند.وای باید مناظر چادر اجباری بر سر رو ببینید!انقدر بد و افتضاح که من حتی توی اصفهان بدترین جای تهران هم ندیدم.اصلا نمی فهمم.موی چتری با چادر ینی چی!خیلی هاشون چادرشون رو روی شانه هاشون می اندازند و راه می رند!

اما تا به حال به جرات می تونم بگم من تصورم نسبت به خانم های چادری تغییر نکرده!این مشکل باید اساسا از همه جا حل بشه از صدا و سیما گرفته تا ارشاد خیابونی!مثل وقتی که یک آدم خوب رو الزاما با چادر نشون می دند.

خنده داره!

۱۷ تیر ۹۳ ، ۱۲:۳۸ ریحان . میم
تلخ بود...تلخ تر از زهر!
۱۹ تیر ۹۳ ، ۲۳:۰۳ محمد مهدی
کاشان ندیدم به عنوان شهر مذهبی ازش نام ببرن بیشتر قم و مشهد هستند شهر ما هم یخورده ای هست ولی تو دانشگاهمون اکثرا چادر دارن کاملا اختیار و بدون هیچ اجباری!
۲۶ آذر ۹۳ ، ۰۱:۰۲ انسان مجازی
سلام علیکم

وزرا چیه?

خدا بگم چکار کنه این ضابطین آموزش ندیده و بی دین رو

و مسئولین محترم که مثل تام و جری دنبال سیاست کثیف انگلیسی اند

اون دنیا تاوان سختی رو مسئولین و مردم ایران میدن شک ندارم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی