مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

قرار نبود همه چیز شیشه ای بشود!

سه شنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ۱۲:۵۰ ب.ظ

یک کارهایی هست که انجام شان می دهی ولی انگار انجام شان نداده ای! 

مثل نمازهای خوانده ی نخوانده 

مثل قرآن های خوانده اما نخوانده

دعاها

زیارت عاشوراها

کتاب ها

درس ها


نمی دانم دلیل این توخالی و بی اثر بودنشان چیست؟

نمی دانم چرا این روزها همه چیز شیشه ای شده

نمی دانم رنگ ها کجا رفته اند! 

نمی دانم چرا حواسم جمع نیست

نمی دانم تمرکزم کجاست 

نمی دانم توجهم به اهم و مهم هایم را کجا گم کرده ام 


و این نمی دانم های کلافه کننده دارند خلقم را تنگ میکنند

دارند از همه چیز فراریم می دهند 

دارند کاری می کنند که هرچه بیشتر و بیشتر خودم نباشم

این را خوب می دانم که در یک آستانه ایستاده ام 

آستانه ی بزرگی که همه چیزش را خواست و تلاش من رقم می زند!

ولی نمی دانم یک اتفاقی که باید بیفتد در من چرا نمی افتد!



یادم می‌آید همین چند وقت پیش، نه خیلی دور ، همین یکی دو ماه پیش داشتم آرام می‌شدم.داشتم قرارم را پیدا می‌کردم.قلم دست گرفته بودم و داشتم رنگ زدن یاد می‌گرفتم. نمی‌دانم قرارم کی و کجا بی قرار شد و در کدام شلوغی گم کردم دوباره خودم را . . . 


پ ن : آی همین یکی دو نفری که گاه گاهی این جا را نگاه می‌کنید؛

 من به آثار دعا خیلی اعتقاد دارم

دریغ نکنید

دعا رنگی شدن کنید برای زندگی‌م . . . 


* مثل این کتاب های رنگ آمیزی کودکان شده‌م به گمانم! همین ها که با خط کلفت مشکی یک شکل هایی دارند ولی رنگ ندارند!چیزی که رنگ ندارد هنوز قشنگ نیست.مثلا گل شکل گل را دارد ولی قشنگی گل به رنگش است . . . 




۹۲/۱۲/۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۱)

سلام سارا
کمتر روزی هست که به فکرت نباشم مخصوصن از اون روز که اون پیام ها رو دادی
از اون روز که اینجا رو خوندم 
نگرانت شدم
و برات دعا می کنم

دلم برات تنگ شده
جدی!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی