مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

قراری که نیست...

چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۲، ۰۷:۴۲ ب.ظ

خواب‌گاه باید یک اتاق گریه داشته باشد. یک جایی که هرکس هروقت دلش پر بود ،از هرکس و هرجا ،برود راحت و بدون خجالت گریه ش را بکند.بدون دلداری و نگاه و ترحم و ناراحتی هم اتاقی و دوست و . . . بنشیند گوشه ی اتاق زانوهایش را بغل کند سرش را بگذارد روی زانوها و اینقدر ببارد تا سبک بشود. آرام بشود .بعدش با خیال راحت و بدون خودخوری صورتش را بشوید و برگردد اتاقش زندگی خوابگاهیش را از سر بگیرد.


حالا که محرم است و گاهی هوای گریه م هست ، جایش نیست . این جا آدم هایش زیادی منطقی اند. زیادی همه چیزشان زمان دار و برنامه ریزی شده است . این جا گریه بی وقتش معنی ندارد.مشکی بعد از عاشورا کار عبثی است. روزها درس دارند و شب ها استراحت شان می آید. این جا مرا زیادی  عاقل میخواهند.

کاش یکی محرم و صفر مرا با خودش می برد . می بردم یک جایی جز اینجا که محرم هایش بعد دهه اول تمام میشود و زندگی مثل همیشه جریان دارد . . . 

۹۲/۰۸/۲۹ موافقین ۰ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی