مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

تعلیق

پنجشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۲، ۱۰:۵۴ ب.ظ



گفت و گفت و گفت . تا زمینه را برای آن حرف اصلی‌ش آماده کند . همان که هرازگاهی در پیام هایش اشاره می‌کرد و وقتی علت را می‌پرسیدم می‌گفت باید حضوری ببینمت تا مفصل حرف بزنیم . حالا گذاشته بودم حرف هایش را بزند تا برسد به آن جایی که فکر می‌کند برای شروع خوب است  . . .
رسید به این جا که خیلی چیزها معنای عقلی‌شان برایم روشن نیست .
 -:با حالت " تعلیق " چقدر آشنایی ؟
 - : زیاد .
- : می‌دونی من در مورد این حالت نظرم چیه ؟
-: چی؟
-: من چندین سال خودم و دیگران را در این حالت دیده‌م . این تجربه ی زیسته‌ی شخصی منه . هیچ آدم سلیم العقلی خودش رو در حالت تعلیق نگه نمیداره! 
- : نه ! من این طوری فکر نمیکنم . آخه یه وقتایی این حالت برای آدم یه ترجیحه . تو ترجیح میدی تو این حالت خودتو نگه داری بجای این که بدون دلیل قانع کننده ای به چیزی معتقد باشی یا نباشی
-: تا کی؟ چقدر؟ بعد اگه این بشه یه حصاری که تو با " نمیدونم " خیال خودتو راحت کنی و به دیگران از توی این قلعه هی انتقاد کنی و از خودت با همین "خب من هنوز به نتیجه نرسیده م " دفاع کنی چی ؟ 
- : آخه یه وقتایی آدم فرصت نمیکنه بره دنبال چراییش!
-: آیا هیچ وقت برات مهم هست اون چیزی که در موردش سوال میکنی و معلقش میکنی ؟ ینی چقدر توی اولویتاته ؟
- : خب خیلی 
- : پس چرا میگی وقت نمیکنم برم دنبالشون؟
- : ...
- : آدم وقتی یه چیزی براش سوال بشه و درباره ش شک کنه باید برای " تعلیق"ش زمان تعیین کنه . یه زمان کوتاه . بعد راه بیفته بره دنبال جواب . که آیا این تناقض حقیقیه یا از نقص علم من . تنبلی و سر شلوغی هیچ وقت دلایل خوبی نبوده برای  موندن توی تعلیق . . . 
- : ولی ناکافی بودن استدلال دلیل خوبی که هست . نیست ؟ 
- : آره . منتها یه چیزی رو باید حواسمون باشه . آیا اون چیزی که دنبال استدلالی براش اصلا مال همین قلمرو هست یا نه ؟ 
- : ینی چی ؟
- : ینی خب یه چیزایی هم هست که ایمانی/ طبعیه . ینی اصلا عقل نمیتونه کاری کنه برات توی پذیرفتن یا نپذیرفتنش!قبول داری یه جاهایی یه چیزایی هست که تو با طبعت انتخابشون میکنی؟ حداقل در مقام مواجهه اولیه. یا حتی به عنوان چیزی که اجمالا می پذیریش چون برای طبعت خوشاینده یا یه آرامش/رضایت برات میاره و حالا بعدها دلایل/شواهد عقلی هم براشون پیدا میکنی ؟ ولی اون انتخاب اولیه حاصل ترجیح طبعیت بوده ؟ 
- : آره .خیلی چیزا وجود داره که عقل جایی نداره توش 
- : توجه به همین مرز و تحدید این دوتا قلمرو خیلی مهمه برای رها شدن از تعلیق/ تناقضات ما . . . 
- : :)
۹۲/۰۸/۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۲)

۰۳ آبان ۹۲ ، ۱۱:۰۵ ف.شریعتمداری
خیلی خوب احتجاج رو بلد بودن.
آفرین!
پاسخ:
:)

بچه های فلسفه اینو بلد نباشن که دیگه به هیچ دردی نمیخورن که!:D
۰۳ آبان ۹۲ ، ۱۱:۱۹ ف.شریعتمداری
یه چیز دیگه، این حس تعلیق رو می فهمم. هرچند به نظرم خودم مدتی است ازش نجات پیدا کرده م الحمدلله.
اما فکر می کنم این حالت ها فقط برای معدودی از افراد پیش میاد. اگر معدود هم نباشند، اصلا عمومیت ندارد.
چقدر آدمهایی (غیر از رفقای فلسفه ایت!) رو دیدی و دیدم که مسئله شان سوالهای ذهنی شان باشد؟

من بعضا فکر می کنم چقدر می ارزد این سوالها و جوابهاشون؟!
میدونم دارم یه شک بد رو الان اشاعه میدم. ولی اونهایی که اینطور نیستند چی رو از دست میدن که ما که اینطوریم داریم بدست می آریم؟! این سوالیه که وقتی تعلیق کلافه م کنه می پرسم از خودم!
قسمت سخت قضیه اینه که این سوالها، تعلیق ها رو ما انتخاب نمی کنیم. انگار گیرنده ای هست که خوب میتونه مجهولات اطراف رو جذب کنه و بعد هی بهش دقت کنه و حیرت!

آیا این حالت نوعی هدایته که شامل حالمون شده؟ یا حداقل ابزاری که به هدایت راه داره؟
اینم وقتی کلافه ی تعلیق میشم میپرسم از خودم!
پاسخ:
من فکر میکنم این حالت برای خیلی ها اتفاق می افته ولی تعداد خیلی کمی هستند که جسارت اینو دارن که بافت مرسوم زندگی بشکافن و برن دنبال این سوال ها . یکی از دلایلش هم همین آشفتگی حالت تعلیق و عدم یقینه . 

واینکه چقدر می ارزه به نظرم خیلی! اصلا معتقدم تا آدم حس نکنه زیر پاش محکم و سفت نیست نمیره دنبال یه زمین سفت . من " یعرف الاشیاء باضدادها " رو این جور جاها خیلی قبول دارم . وقتی من دل نگرانی رو دارم میرم پی اون چیزی که بتونه این حالتمو رفع کنه و مدام دغدغه ی اینو دارم که پایدارترین و کامل ترین جواب رو براش پیدا کنم که احتمال برگشت اون دل نگرانی خیلی کم و حتی الامکان نزدیک به صفر باشه . واین دقیقا بخاطر تجربه ی اون حس ناخوشاینده کلافه‌گیه! یقین بعد ازین شک بنظرم خیلی درونی تر و ریشه دارتر خواهد بود با همه ی نفس گیر بودن و سختی ای که داره . 

در مورد هدایت یا ابزار هدایت بودن هم فکر میکنم سوال که شاید عادی ترین و خفیف ترین لرزه ایه که به اندام یه حالت ایستا می ندازه میتونه یه ابزار هدایت باشه . 

این جوابها- چه اینجا و چه توی گفت و گوی پست حاصل تجربه ی شخصی مه . و لزوما ممکنه علمی نباشه!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی