مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

اسمش را نمی‌دانم !

پنجشنبه, ۶ تیر ۱۳۹۲، ۰۳:۵۰ ق.ظ

آدم باید حواسش را جمع کند . 

آدم وقتی می‌خواهد در مورد کسی نظری بدهد ، باید حواسش به این باشد که چقدر فرد منظور را می‌شناسد و چقدر به او نزدیک است و اصلا تا چه حد در جریان موضع‌گیری طرف در مورد آن موضوع خاص قرار دارد . و همه این‌ها را دقیقا همان وقتی که می‌خواهد حرف زدن در مورد "او" را شروع کند مد نظر قرار دهد تا حد و حدود نظر دادنش دستش باشد و بی ترمز تا جاهایی نرود که به خلاف واقع و یا حتی توهین و یا تهمت بینجامد . اصلا گیریم که به هیچ کدام از غایات ناپسند هم نرسد ، همین که وارد محدوده‌ای شویم که در موردش شناخت کافی و یا به روز نداریم خودش چیزی نزدیک به افتضاح است اگر خودش نباشد . باید برای این نشناخته /با شناخت ناقص در مورد چیزی نظر دادن ، یک اسمی وجود داشته باشد .یک کلمه که خصلت های غیبت و حرف زدن از روی بی دانشی و دروغ را برساند. گمان می‌کنم این خصلت در اثر یک رذیله‌ی دیگر به وجود می‌آید و آن هم صفت " خودبرتر بینی و احساس نیاز به فضل فروشی" است . و تا آن‌جا که دیده‌ام و تجربه کرده‌م ، این احساس نیاز کاذب - به فضل فروشی و مورد اعجاب و تحسین دیگری واقع شدن - برعکس عمل می‌کند . یعنی سطحی بودن و تو خالی بودن آن شخص را بیشتر به دیگران نشان می‌دهد و در بلند مدت بی اعتمادی نسبت به شخصیت آن فرد را به دنبال دارد . بهرحال خوب است که گاهی به رفتارهای پیرامون خود دقت کنیم و نادرست‌هایش را ریشه یابی کنیم . لااقل به زعم خودمان . شاید این ریشه یابی ها ، عاملی بازدارنده و یا متوقف کننده چنین رفتارهایی در خودمان هم بشوند . 



پ ن : وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ‏ اِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ اُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْئُولاً.
و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.

*اسری/36




۹۲/۰۴/۰۶ موافقین ۰ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۴)

۰۷ تیر ۹۲ ، ۱۱:۳۳ ف.شریعتمداری
سلام جان
تو نویسنده ی خوبی خواهی شد.
انس ت با قرآن تو اون یکی وبلاگت برایم خیلی جالب بود...
پاسخ:
سلام . خوش اومدی به این یکی وبلاگمم . :)
ممنونم از تعریفت .راستش من نمیدونم چجوری میشه وقتی یکی نویسنده ی خوبی میشه . من هیچ نکته و فنی از نویسنده‌گی نمیدونم .فقط گاهی بخشی از یافته ها و  تعلقاتم رو این جا و یا اون یکی وبلاگ مینویسم . با همین قلم نیمه خامم . و  این نپخته‌گی به خاطر کارکردی که برای وبلاگ نویسی قائلم ، هنوز مانع نوشتنم نشده . و البته که بسیار دوست دارم که یاد بگیرم نوشتن و پخته نوشتن رو . مثل شما  . :)
در مورد قرآن هم هنوز  خیلی خیلی مونده تا به واژه ی "مانوس " برسم . دعا کن که برسم . . . 
۰۹ تیر ۹۲ ، ۲۲:۱۰ ف.شریعتمداری
همین که روان می نویسی. و خواننده تا ته می خواند. همین که سکته نخورده وسط متن ها. حاشیه روی نمی کنی. احساس تویش هست، اما نه با آیکون و تکرار کلمات، بل با توصیف. اینها یعنی خیلی خوب. از نظر چون منی که می خواند، ولی خب متخصص نظر نمیدهد!
من پخته نمی نویسم. من متکلف می نویسم! روان بودن خیلی مهم و اساسی است...
پاسخ:
ممنونم . :)

دارم فکر می کنم اگر کلاس های تدبر در قرآن مسجد دانشگاه و نهاد را می رفتی عجب خوب می شد

مثلا چند تا آیه را می دادند که برای جلسه بعد تحلیل کنیم

...

 

پاسخ:
خیلی کارها را اگر میکردم خیلی خوب بود . ولی تو که میدونی اون سالها من کجا بودم ! اگر عمری باشه میرم سراغش این بار . . . 
۱۹ تیر ۹۲ ، ۱۴:۲۵ ف.شریعتمداری
بیا!
رسیدی تهران، می برمت مدرسه دانشجویی قرآن و عترت خودمان!
راست کار شماست :)

برایت یکی از جزوه/کتاب های تدبر ترم اول شان را ایمیل می کنم، ماه رمضانی یک نگاهی بینداز. هرچند اصل کتاب و روش تدبر نیست، قرآن است و انس، خب استاد هم البته خیلی مهم است در اوایل کار...
پاسخ:
وای چه عالی . حتما میام . چه پیشنهاد خوبی دادی روز اول ماه مبارک . خنک شدم .:)

جزوه به دستم رسید . خیلی خیلی خیلی ممنونم ازت . ان شاء الله میخونمش حتما . چقدر خوشحالم کردی جدن :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی