مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

درباره‌ی مرگ

جمعه, ۹ فروردين ۱۳۹۲، ۰۷:۵۶ ب.ظ

سال جدید برای من با تم مرگ اندیشی شروع شده،به این صورت که با اومدن بهار هر نشونه و حالتی که نوید حیات و زندگی میده،برای من جنبه ی سلبی‌ش پررنگ‌تر میشه ،شاید هم طبیعی  باشه که آدم از دل حیات ممات رو ببینه ،منتها من حالا برای اولین بار با این عمق دارم تجربه‌ش می‌کنم .یک حس بدیع و در عین حال هراس‌ناک .تصور تمام شدن زندگی و این که مرگ دیر یا زود سراغ من هم میاد،خیلی خوف داره.فارغ از این‌که چه اعتقادی به معاد دارم ،نفس تصور رفتن و رها کردن زندگی حس ناخوشایندی در آدم ایجاد میکنه .برای انسان بقاطلب ،تصور فنا و نیستی تصوریه که شاید بیشترین تاثیر رو انتخاب شیوه‌ی زندگیش داشته باشه . . .


برای من ،مسئله‌ی مرگ اولین بار توی سن شونزده سالگی بطور جدی مطرح شد .زمانی که مرگ دوتا از عزیزترین‌هام رو ازم گرفت توی حادثه‌ای که 

خودم هم در آستانه‌ی مرگ قرار گرفتم.مواجهه با این اتفاق زندگی من رو دگرگون کرد ،تا حدی که "چیستی و چرایی مرگ" من رو از سر کلاس‌های مهندسی آورد روی نیمکت‌های فلسفه نشوند. دروغ چرا حقیقت اینه که فلسفه و مسائل آکادمیکش و حول و حواشی‌ش من رو تا حدی از علت اصلی اومدنم به این رشته دور کرد و دغدغه‌ی ذهنی‌م حل نشده باقی موند و نتونستم اون جور که باید جوابی برای سوالات خودم پیدا کنم .گرچه باب جدیدی از چگونه اندیشیدن به این مسئله رو برام باز کرد .اما کاهلی و از این شاخه به اون شاخه پریدن‌های خودم برای تجربه‌های تازه مانع کسب شناخت مطلوب و دلخواهم نسبت به  این مسئله شد . . . 

حالا بعد از دوسال دور بودن از فضای دانشگاهی دغدغه‌ی مرگ و سیل سوالاتی که من رو به سمت فلسفه کشوند دوباره به ذهنم هجوم آورده اندیشه ای که این‌بار بنا دارم پی‌ش رو بگیرم . . .



*معتقدم تجربه های عینی هرکس ، باعث شکل گیری دغدغه های او میشه. شاید اگر 4 دی 82 اون حادثه برای من رخ نمیداد ، من الان جای دیگه ای ایستاده بودم و مرگ ، و به تبع اون زندگی ،برام معنای دیگه ای داشت . . .

پ ن : شاید چند پست درباره‌ی مرگ این‌جا نوشته شود . مثل یک پرونده‌ی موضوعی . شاید . . .





۹۲/۰۱/۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۱)

سلام

چقدر خوب بود این حرف

که اتفاق ها و رویدادهای زندگی دغدغه های آدما رو تشکیل میده.

و هرچی اون اتفاق عمیق تر باشه،بدتر درگیر می شیم

 

پاسخ:
 سلام دوستم 
اوهوم . . . 
قصه ی من و مرگ گمونم تا خود خودش امتداد خواهد داشت . . .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی