مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

ارث پدری

جمعه, ۹ فروردين ۱۳۹۲، ۰۱:۵۷ ق.ظ

خیلی وقتا 

 گریه‌م می‌گیره

 از خوندن یا دیدن حال ناخوش دیگران 

و بعدتر

و بیشتر

برای دل خودم 

ینی یه رشته‌ی -هرچند - نازک هست 

همیشه

 که اون حال گریه دار دیگران رو 

به حال من گره می‌زنه 

بهش میگن رقت قلب انگار 

شایدم یه چیز دیگه .

البته من فکر می‌کنم 

اسمش همون یه چیز دیگه‌ای هست 

که من نمی‌دونم ! 

فعلا بیا بهش بگیم "دل‌نازکی"

خب حقیقت اینه که

من

قبلا این‌قدر دل نازک نبوده‌م .

قبلا ینی 

تا قبل از مرگ بابا !

حتی میشه گفت

خیلی هم دچار کنترل چشمی بوده‌م 

در نیامدن اشک . . . 

گمونم اون قسمتی از روح بابا 

که مربوط به قلب رقیقش بوده 

بعد از مرگش 

در من حلول کرده !

بابا خیلی دل-نازک بود . . . 

اگر بخوایم تناسخی نشه 

شاید این جوری باید گفت :

دل نازک‌م ارث پدری‌مه . . . 

شاید یه کسایی پیدا بشن که 

دوست داشته باشن 

اسمشو یه چیزای دیگه بذارن 

مثلا:

معلول شرایط سخت زندگی

یا 

حالات بعد از ضربه روحی حاصل از فقدان عزیز 

اما من دلم می‌خواد بهش بگم 

"ارث پدری" 

آخه 

ارث پدری هم کلاس داره 

هم همه می‌فهمنش 

ینی نیاز به توضیح زیاد نداره 

متوجهید که؟

این جوری کار منم راحت تر میشه 

وقتی یکی دید 

توی یه موقعیت متوسط احساسی

دارم اشکامو پاک میکنم 

همین که بپرسه

چی شده ؟

یا 

چرا داری گریه میکنی؟

زود میتونم بگم :

این حالت 

"ارث بابامه " 

به همین راحتی !


۹۲/۰۱/۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۱)

...راست می گی

من که جز اون سفر خیلی خوب،موقعیتی نبوده که زیاد باهات باشم.ولی چیزی که از قبل تر ها یادم مونده اینه که دل نازک به معنای همان عدم کنترل چشمی اش!نیودی!

رقیق القلبی جدا نعمت است

پاسخ:
شاید سوغات کربلاست حتا ! الحمدلله . . .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی