مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

Title-less

پنجشنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۱، ۱۱:۱۰ ب.ظ
میگم : احساس میکنم نمیتونم مث اون بار قاطع تصمیم بگیرم

میگه:  فک نکن بخاطر اینه که پیر شدی . نمیتونی تصمیم بگیری چون هنوز وقت تصمیم گرفتنت نشده

میگم : از طرفی نگرانی خانواده مم این بار بیشتره . اصلن حوصله راضی کردنشون رو ندارم .

میگه : اونا خب حق دارن که راضی نشن ! تو کارت با عقل متعارف جور در نمیاد . هیچ وقتم نمیتونی راضیشون بکنی. تو باید خودت راضی بشی . باید خودتو راضی کنی

میگم : اگر بر فرض برگشتم همون جای قبلی و دیدم که همه جا همین وضعه ، اون وقت چیکار کنم ؟

میگه: هیچ بعید نیست . خودت باید همه تخمینا رو بزنی

میگم : خب همینا منو مردد میکنه .

میگه : منم که دارم میگم . مسئول اول و آخر زندگیت خودتی . اصلن نیازی نیست که با من مشورت کنی یا کسی رو راضی کنی . برو خودتو راضی کن

........................

خودم باهام قهر کرده . به هرچی که فکر میکنم ، روش رو برمیگردونه و شونه بالا میندازه ...


*آخرین پست وبلاگ مرحوم !



۹۱/۰۱/۲۴ موافقین ۰ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۲)

مطمئن قدم بذار.این همه از امیدواری گفتم یک کدومشو ننوشتی؟؟؟؟؟
حیاکن!

پاسخ:
به تاریخش نگاه کن ! امیدواریای تو مال دیشبه ....
۰۴ آبان ۹۱ ، ۰۳:۰۶ نجم الثاقب
خود من که...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی