مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

عرفان و برهان ...

سه شنبه, ۶ دی ۱۳۹۰، ۰۵:۲۶ ب.ظ
آن که انسان کامل است، به تعبیر عارف، مبین حقائق اسماء است، فیلسوف گوید:

فیلسوف کامل امام است، که فلسفه، علم به حقائق اشیاء است و اشیاء اسماء عینی اند ، قرآن کریم فرماید:

« وکُلَّ شَیءٍ أَحصیناه فِی إِمامٍ مبِینٍ » ،و « و عَلّم آدم الْأَسماء کُلَّها »

پس قرآن و عرفان و برهان را از یکدیگر جدائی نیست.


علّامه حسن زاده آملی


*در باب تآملات گاه گاه در فلسفه و حکمت اسلامی...

۹۰/۱۰/۰۶ موافقین ۰ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۷)

بر من فلسفه نداد چنین می نمیاید که فلسفه جستجوی حقیقت است و در ادیان الهی چنان که دانیم حقایق گفته شده است و دیگر فلسفه اسلامی چیست؟
اگر فرض کنیم که در دین تحقیق کردن فلسفه اسلامی است چنین کاری مفسرین و فقها کنند و از فیلسوفان اسلامی چنین که من دیدم کسی فقیه نبود!!
اگر تبیین حقیقت اشیائ از نظر اسلام را به فلاسفه اسلامی بسپاریم باری آن جستجو نیست و توجیه است!

پاسخ:
الان دقیقا شما داری از من در مورد چیستی فلسفه اسلامی میپرسی؟
امروز دقیقا داشتم یه کتابی در مورد انسان کامل و عرفا میخوندم
اینجوری گفته بود که اولین بار عرفا معنایی به اسم انسان کامل رو مطرح کردند و تعریفشون هم اینه که انسانی میرسه(مثه میوه ی رسیده) که به حقیقت برسه و حقیقت رو کامل درک کنه
و حقیقت رو واحد یعنی ذات خدا میدونند و غیر ذات حق رو ظل ذات حق میدونند یعنی نمود پیدا میکنه ولی نسبتش شی به شی نیست.
بعد کمال رو وصل به این حق و یه جورایی فنا تعریف میکنند
و بعدش در ادامه با منطق اسلام به حق نگاه کرده و میگه حق چیزیه که بقیه ی اشیا مقابلش چیزی حساب نمیشه،یعنی اگه خدا رو حقیقت ببینیم بقیه چیزا سرابه یا همون ظل .و میرسوندش به ایه الله نورالسماوات و الارض
یعنی او انچه خود هست،هست و همه چیز دیگران هم اوست
و رسیدن به این حقیقت هدف زندگی و خلقت ماست
یک انسان مومن وقتی به خدا ایمان پیدا می کند،دیگر همه چیز در نظرش هیچ می شود،نه چیزی پیدا کرده باشد در مقابل چیزهای دیگر که همه چیز در مقابل ان هیچ است
یعنی اینجا ایمان رو هم همون هدف مطرح میکنه نه وسیله ای برای رسیدن به هدف،ایمان به خدا و بعبارت دیگر خود خدا...نه ایمان به دلیل اثار ایمان.
خسته نباشم نظرم بیشتر از پستت شد

پاسخ:
انسان کامل علامه حسن زاده آملی هم محشرناکه اگه بخونی...
ره عقل جز پیچ در پیچ نیست برعارفان جز خدا هیچ نیست
توان گفتن این با حقیقت شناس ولی خرده گیرند اهل قیاس
که پس اسمان و زمین چیستند؟ بنی ادم و دیو و دد کیستند؟
پسندیده پرسیدی ای هوشمند جوابت بگویم درایت پسند
که خورشید و دریا و کوه و فلک بنی ادم و دیو جن و ملک
همه هرچه هستند از ان کمترند که با هستیش نام هستی برند

بوستان سعدی.

پاسخ:
ممنون.خیلی زیبا بود شعرت...
قومی متفکرند اندر ره دین
قومی بگمان فتاده در راه یقین
میترسم از آنکه بانگ آید روزی
کای بیخبران راه نه آنست و نه این...

این شعر ماله خیامه دیگه اگه اشتب نزنم گذاشتی اون کنار
ولی من نمیترسم.چرا میگه بگمان؟به کیا میگه اینو؟

اولا اعتراف کنم که من به اندازه شما کتاب نمیخونم!! ثانیا بگم که نظری که بالا نوشتم سوال نیست و نظر من در مورد فلسفه اسلامیه اما از اونجا که گمان نمیکنم عقیده من درست هست و یا حداقل همه چیزرو شامل میشه، سوالی مطرح کردم تا اگه گمان میکنی که اشتباهه، بهش توضیح اضافه کنی و اصلاح کنی

۰۹ دی ۹۰ ، ۱۸:۰۴ پدرام رضائی کلانتری
سلام دوست عزیز
خدا صبرتون بده و در ادامه راهتون شما رو ثابت قدم بداره.
من را با نام کانون جوانان ساری لینک کنید

پاسخ:
سلام. ممنون ...
باشه سعی میکنم یخونمشون.مقسی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی