مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرور

هیچ کدام‌مان نیامده ایم که بمانیم؛ همه در گذریم . . .

مرض آبآلبالو

سه شنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ۰۱:۲۳ ق.ظ
با یه لیوان آب آلبالو شروع شد این همه تب و لرز و تهوع و بیحالی وضعف امروزم!

اومده میگه:خاله چرا اینجا خوابیدی؟

میگم:حالم خوب نیست

میگه:این چیه داری میخوری؟

میگم: آب میوه.

میگه:آب میوه چی؟

میگم:انبه

میگه:چرا داری ازاینا میخوری؟

میگم:میخوام حالم زودتر خوب شه.

میگه:چرا اینجوری شدی؟

میگم:نمیدونم.فکر کنم آب آلبالو که خوردم فشارم افتاده

میگه:میخوای فشارتو بگیرم؟

میگم:نه،مامانت گرفته

میگه:نه بذار بگیرم!

میاد فشارمو میگیره.میگه چند شد؟چند شد؟

میگم:خوبه.دارم خوب میشم

میره و بر میگرده بایه آب هلو.میگه:دهن باز دهن باز....

میگم:نمیخورم علی جان من خوردم.این برا توئه.

میگه:ببین شکل انبه روشه...

میگم :این که هلوئه که!

میگه:اونورش انبه س!!!

میگم:من خوردم.توبخور.

عصبانی میشه که نمیخورم.میگه:تو اصلنم مریض نیستی!تو یه خاله ی خیکموی خوابالوی تنبلی!!!



حرف راست و بچه!!!





۹۰/۰۷/۲۶ موافقین ۰ مخالفین ۰
من که می‌نویسم

نظرات  (۴)

من از همون اول عاشق علی بودم و هستم و ....
خوب شناختتت

پاسخ:
باشه...
بچه ها خوبیشون اینه که چیزی تو دلشون نگه نمی دارن. (البته منظورم تایید حرفهای علی کوچولو نیست ها!!)

پاسخ:
این علی ما هیچیو تو دلش نگه نمیداره دیگه!
۲۶ مهر ۹۰ ، ۱۶:۱۳ سقف فیروزه
سلام خاله سارا
خب چرا آخه لج بچه رو در میاری آخه؟!
انشاالله که بهتری الان....

منم تو گروه علی و حمیده
جات خیلی خالیه مریم میره کاشون این سارا هه هم نیست هی بعد من یاد تو میفتم که همیشه رو تخت بودی دلم خیلی برات تنگ شده

پاسخ:
منم دلم برات تنگ شده.کاش اونجا بودم....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی